خرید بک لینک
درخت کاج؟ که چی بشود خب؟من اصلا نمی فهمم به چه علت درختی از نوع "برگ های سوزنی دار" باید این همه خواهان و طرفدار داشته باشد وقتی پاییزی در این درخت ها نیست، وقتی بهاری از آنها بیرون نمی زند. به گمان م

برچسب: نویسنده: کیانوش حیدری تاريخ: پنجشنبه 28 آذر 1398 ساعت: 3:41

کلافه به بابا می گویم، پس اگه همه جا همینطوریه و همه ی مدیرها همینجوری اند، آدم کلا نباید هیچ کاری انجام بده چون هر جا بری و هر کاری بکنی یکی از همین آدما هستن که برن رو اعصابت.سرش را برد عقب و تکیه د

برچسب: نویسنده: کیانوش حیدری تاريخ: پنجشنبه 28 آذر 1398 ساعت: 3:41

تقويم را گذاشتم جلويم و شمردم. سي و يك روز بود كه وارد محوطه ي اصلي بيمارستان نشده بودم. يعني سي و يك روز كامل پايم را جايي به جز مركز كامپيوتر و توي آن درمانگاه ساختمان نيمه ساز جديد بيمارستان نگذاشت

برچسب: نویسنده: کیانوش حیدری تاريخ: پنجشنبه 28 آذر 1398 ساعت: 3:41

آخرین باری که گریه کرده بودم 16 آبان ساعت 23:30 دقیقه ی نیمه شب بود؛ همان روز پایم تازه پیچ خورده بود و شب موقع خواب از شدت درد نمی توانستم بخوابم. به جایش بلند شدم نشستم و های های گریه کردم.آخرین بار

برچسب: نویسنده: کیانوش حیدری تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 20:39

همکارم بلند بلند برایمان خواند که یک مرد معمّم - یا به قول خودش، "آخوند" - در یک پارک به دو دختر که سگ داشته اند امر به معروف و نهی از منکر کرده، بعد هم یکی از دخترها مرد معمّم را با ماشین زیر گرفته!!

برچسب: نویسنده: کیانوش حیدری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:37

خسته شده بودم. واقعا خسته شده بودم.فقط از ذهنم گذشت "خوش به حال خانم ت. اون موقع که مچ پاش شکسته بود و یک ماه کامل خوابید تو خونه نیومد بیمارستان و استراحت کرد." بعد توی دلم گفتم "کاشکی واسه منم موقعی

برچسب: نویسنده: کیانوش حیدری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:37

ساعت 10:18 دقیقه ی صبح که آخرین اسمس اش را خواندم با جمله ی "آره زندگی همینطور ناگهانی تغییر می کنه" در حالی که تمامی بانک های دی، ملت، پاسارگاد و پارسیان اسمس های تبریک تولد را برایم فرستاده بودند و

برچسب: نویسنده: کیانوش حیدری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:37

من همزمان که دارم اسمس ها و پیغام های دیگران را می خوانم، تصحیح نگارشی هم می کنم. همزمان که روی message گوشی ام می خوانم "صبح به خیر.امیدوارم بهترشده باشید" توی ذهنم تصحیح می کنم "صبح بخیر نقطه. فاصله

برچسب: نویسنده: کیانوش حیدری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:37

و اینگونه است که سفارش کرده اند هرگز چیزی را از خدا با اصرار نخواهید.لابد اگر پای من به این وضعیت اسفناک فعلی نبود، همین حالا و در همین ساعت از شب نشسته بودم توی بیمارستان کنار آقای عین. و داشتم ویندو

برچسب: نویسنده: کیانوش حیدری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:37

صفحه بندی